نوروز93
یه بهار دیگه از راه میرسه و دختر گلم نوروز دیگه ای رو تجربه میکنه نوروزی سرشار از شادی و خوشی ، همونطور که موقع تولدت یعنی یک هفته پیش گفتم امسال نوروز رو ما مشهدیم خونه بابایی و مامانی اول از همه سفره هفت سین خونه مامانی که خاله سالی با سلیقه چیده


و دختر نازم کنار هفت سین که زیباییش رو بیشتر می کنه



این عکس هم با تخم مرغهای هفت سین که خاله جون زحمتش رو کشیده بود

و این فیگور قشنگ دخترم

خلاصه اینکه ما لحظه سال تحویل رو مشهد بودیم و بعدازظهر همونروز هم دایی علی با آتنا و آسنا اومدن و تو هم حسابی خوشحال بودی ، چون تولد اصلی تو روز اول عیده و ما جشنت رو یه هفته زودتر گرفته بودیم ، من یه جشن کوچولو هم همون روز با حضور آتنا و آسنا و مامانی و بابایی برات گرفتم



و چون تولدت با لحظه تحویل سال برابره شمع 93 رو هم برات گذاشتیم

امسال مشهد خیلی بارون اومد و ما هم که بیرون کلی کار داشتیم سختمون بود یه روز که بارون می اومد دل رو زدیم به دریا و رفتیم پارک ملت و تا دلت بخواد لرزیدیم

همراه این بارون باد خیلی سردی هم می اومد ، می بینی چتر آتنا و آسنا چجوری شده! همونطور که می بینی غیر ما کس دیگه ای اونجا نیست اونهم توی پارکی که همیشه غلغله بوده

با خاله سالی

و آتنا و آسنا ، امسال عید رو ما 4 هفته مشهد بودیم و حسابی دلسیر شدیم یه هفته قبل و یه هفته بعد عید رو اونجا بودیم البته هفته آخر به خاطر مشکلی مجبور بودیم بمونیم و بابا هم باهامون نبود


نوروز93
